شب امتحان!

ارسال شده در۱۸ دی ۱۳۹۵
شب امتحان!

کار کردن بروی قسمت های اصلی پروژه در حالی که فردا یا طی یکی دو روز آینده میبایست بعنوان دمو به نمایش گذاشته شود و یا لانچ شود، سخت ترین کاریست که من در این سالها انجام داده ام. هم زمان ۵۰ درصد تمرکز من در چنین شرایطی، معطوف به توجیح کردن در صورت نرسیدن به هدف مربوطه است! هر خطی که می نویسم، هر ماژولی که طراحی می کنم و هم بخشی را که تکمیل می کنم، مقداری به پیامد های به اتمام نرسیدن وظایف مربوطه فکر می کنم. وقتی که زمان باقی مانده از یک پروژه عددی بسیار ایده آل می باشد، بدون هیچ گونه استرسی پروژه به آرامی پیش می رود که این آرامش دقیقا آرامش قبل طوفان است. دقیقا حس و حال دوران دانش آموزی و دانشجویی را بخاطر می آورم که شب امتحان، با نوشیدن مقداری قهوه و شکلات تلخ، به استقبال ۲۰۰ صفحه کتاب یا جزوه می رفتم و لحظاتی پس از شروع به این نتیجه میرسیدم که کاری که قصد انجام آن را دارم کاملا غیر ممکن است. پس خودم را برای پیامد های آن آماده می کردم.

اما این روزها، حس می کنم که می بایست همه چیز را تغییر داد. استراتژی ۳/۴ (سه چهارم)، استراتژی ایست که خود را برای پیاده سازی آن آماده می کنم. طوری که تمام تمرکز و برنامه ریزی من برای اجرای یک پروژه، بروی اتمام تمامی بخش های آن، در سه چهارم زمان باقی مانده به پایان زمان پیش بینی شده صرف شود. با این کار هم فرصت بسیار مناسبی برای رفع خطا و اشکالات پروژه برایم باقی مانده و هم مدتی برای استراحت کردن و آماده شدن برای پروژه بعدی برایم باقی می ماند که فکر کردن به آن واقعا هیجان انگیز است.

به خاطر دارم در یکی از سکان های فیلم تاکسی (۱۹۹۸) مسافر می خواهد تا چند دقیقه دیگر به فرودگاه برسد تا از پرواز جا نماند. کاری که به ظاهر غیر ممکن به نظر می رسد. اما راننده تاکسی وی را دو دقیقه زودتر از زمان اعلام شده به فرودگاه می رساند و سپس به او می گوید “دو دقیقه برای خرید روزنامه و تنقلات وقت داری”. در دنیای امروز هیچ چیز غیر ممکن نیست. فقط برخی چیز/کار ها غیر ممکن به نظر می رسند. و در بازی این روزها، برنده آنیست که این غیر ممکن ها، برای وی ممکن به نظر می رسند. پیش به سوی ماموریت غیر ممکن…

دیدگاه خود را بیان کنید.

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *